مرورگر شما به‌روز نیست یا JavaScript در آن غیرفعال است.

لطفا از آخرین نسخه‌ی مرورگر کروم (Chrome) استفاده کنید.

داستان شاهزاده و عامی؛ مستند “هری و مگان” در نتفلیکس حرف تازه‌ای ندارد

داستان شاهزاده و عامی؛ مستند “هری و مگان” در نتفلیکس حرف تازه‌ای ندارد

مستند جدید نتفلیکس با عنوان “هری و مگان” به کارگردانی “لیز گاربوس“، مصاحبه‌های گسترده‌ای با این زوج سلطنتی انجام داده و به دنبال روایت عاشقانه آن‌ها، تجربیات‌شان در خاندان سلطنتی بریتانیا و نقش‌شان در صحنه جهانی است.

در قسمت سوم این مستند، “هری و مگان” به اولین مصاحبه‌ی خود بعد از اعلام رسمی نامزدی‌شان اشاره می‌کنند. آن‌ها آن مصاحبه را “تمرین‌شده” و “یک نمایش سازماندهی‌شده” توصیف می‌کنند که روایت واقعی رابطه‌شان نبوده است. هری می‌گوید: «هیچ‌وقت به ما اجازه نداده‌اند داستان خود را تعریف کنیم». در همین حین، کارگردان از پشت دوربین پاسخ می‌دهد: «احتمالاً به همین دلیل است که ما اینجا هستیم».

بنابراین، هدف از این مستند این است که فرصتی به مگان و هری بدهد تا در نهایت حقایق خود را بیان کنند؛ البته از لنز گاربوس و لزوماً نه به روشی که خودشان ترجیح می‌دهند (همان‌طور که مگان در مصاحبه‌ی اخیرش با مجله‌ی ورایتی اشاره کرده است). جای تعجب نیست که تصویری که در نهایت ارائه می‌شود، تصویری مثبت و همدلانه با چالش‌های آن‌ها و کاملاً احترام‌گذاشته به دیدگاه‌هایشان است.

اما مشکل اینجاست که این مستند چندان ضروری به نظر نمی‌رسد. وقتی شخصی ادعا می‌کند که قبلا به او «اجازه» داده نشده حرفش را بزند، بیننده به‌طور منطقی انتظار دارد جزئیات غیرمنتظره یا بینش‌های جدیدی در ادامه ببیند. با این حال، با وجود مصاحبه‌های گسترده با این زوج به صورت جداگانه و با هم، با وجود فیلم‌های دیده‌نشده‌ی قبلی از زندگی خصوصی آن‌ها، “هری و مگان” چیز زیادی را ارائه نمی‌کند که برای طرفداران پروپاقرص خاندان سلطنتی به جز کش‌دار بودن شش قسمتی‌اش، تازگی داشته باشد.

سه قسمت اول، عاشقانه‌ی آن‌ها را از اولین آشنایی با کمک اینستاگرام تا شب عروسی‌شان به تصویر می‌کشد و همچنین مروری بر دوران کودکی هری و مگان با کمک دوستان و همکارانشان ارائه می‌دهد. (ابیگیل اسپنسر، سرنا ویلیامز و شاهزاده سیسو از لسوتو از شرکت‌کنندگان در این مستند هستند). اما این مستند همچنین شامل مصاحبه‌هایی با دانشگاهیان خارج از شهر است تا زمینه‌ای فرهنگی را فراهم کند و بین حملات نژادپرستانه‌ای که علیه مگان صورت گرفت و تاریخ استعمار بریتانیا ارتباط برقرار کند.

مشکل این است که این گفتگوها در مورد هری و مگان تازگی ندارند و “هری و مگان” به جای پیشبرد آن‌ها، به تکرارشان بسنده می‌کند. نیازی به یک فرد برای یادآوری این موضوع نیست که مگان در ابتدا در مطبوعات به عنوان نمادی از یک سلطنت مدرن و متنوع معرفی شد و بعداً به دلیل نژادش مورد هدف قرار گرفت؛ هر کسی که در وهله‌ی اول به این موضوع اهمیت می‌داد، این تغییر را طی شش سال گذشته به چشم خود دیده است.

شاید بهتر بود که به بررسی آن انتظار ساده‌لوحانه‌ی گذشته (که حالا ساده‌لوحانه به نظر می‌رسد) پرداخته می‌شد؛ انتظاری که به قول دیوید اولوسوگا، مورخ، این بود که مگان بتواند «راهی برای داشتن آن گفتگوهای دشوار» در مورد نژاد پیدا کند، گفتگوهایی که جامعه‌ی بریتانیا برای مدتی طولانی از آن‌ها اجتناب کرده است. یا اینکه به طور کلی که هدف خانواده سلطنتی بریتانیا در عصر مدرن را زیر سوال می‌برد که آیا چیزی جز یک ماشین تبلیغاتی دائمی است یا خیر؟

ثبت‌دیدگاه