مرورگر شما به‌روز نیست یا JavaScript در آن غیرفعال است.

لطفا از آخرین نسخه‌ی مرورگر کروم (Chrome) استفاده کنید.

گشت و گذار با جیسون موموآ: سریالی سرگرم‌کننده و پر زرق و برق

گشت و گذار با جیسون موموآ: سریالی سرگرم‌کننده و پر زرق و برق

جیسون موموآ، ستاره آکوامن و سریع و خشن ۱۰، در سریال جدید خودش به نام «On the Roam» که تو سایت بامابین می‌تونید ببینیدش، ما رو با خودش همراه می‌کنه تا با هنرمندان و صنعتگرانی که تحسین‌شون می‌کنه دیدار کنه و شاید بتونه باهاشون همکاری کنه.

این سریال یه جور سفرنامه با موتورسیکلته که موموآ با شخصیت بزرگ و شوخ‌طبعش، ما رو به دنیای عکاس‌ها، سازندگان گیتار و البته در قسمت اول، به تعمیرکارای موتورسیکلت می‌بره. اونا بهش کمک می‌کنن تا رویای بازسازی و ساخت نمونه‌های قدیمی از موتورهای آنتیک رو برآورده کنه و با تمام هیجان و جذابیتی که انگار از فیلم‌های زک اسنایدر بیرون اومده، سوارشون بشه.

صحنه آغازین: موموآ سوار یه موتورسیکلت آنتیکه، حتی از همیشه غول‌آسا‌تر به نظر می‌رسه.

خلاصه داستان: جیسون موموآ تو روایت اول شخص، بهمون میگه که چقدر عاشق ماجراجویی و اهل ریسکه و در عین حال، عاشق تحرک، سفر و کثیف کردن دستاشه. بعد از اون، مجموعه‌ای از صحنه‌های مختلف رو می‌بینیم که موموآ رو روی اسکیت‌برد، در حال چکش زدن روی سندان و در حال معاشرت با Slash نشون می‌ده. خلاصه اینکه، موموآ داره کارهایی رو می‌کنه که به نظر مردونه و با ابزار قدرتی و شعله‌های آتیشه. آهنگ «هر جایی که می‌تونم پرسه بزنم» از متالیکا هم به عنوان تم اصلی تیتراژ انتخاب شده که نشون می‌ده موموآ هم طرفدار متاله و هم دنبال آهنگی بوده که کاملا با حال و هوای سریال همخوانی داشته باشه.

از این نقطه به بعد، ما با کسی همراه می‌شیم که می‌تونه هر کاری رو که دوست داره انجام بده و دنبال رویاهاش بره چون اون از اون دسته آدم‌هاست که هرچیزی رو با اشتیاق دنبال می‌کنه، البته با این فرض که احتمالاً اگه فوق‌العاده ثروتمند و مشهور نبود، نمی‌تونست خیلی از این کارها رو انجام بده.

به هر حال، کسی که فیلم‌های موموآ رو دیده باشه یا انرژی پرجنب‌و‌جوش اون رو بشناسه، اصلاً تعجب نمی‌کنه که بفهمه اون یه آدمه پرشور و هیجانیه که انگار تا دسته گاز زندگی رو نگرفته، ول نمی‌کنه. این استعاره مسخره کاملاً با این قسمت که راجع به عشق موموآ به موتورسیکلت‌هاست، جور درمیاد. اونم نه هر موتورسیکلتی، بلکه هارلی دیویدسون‌های ۱۰۰ ساله. و نه هر هارلی دیویدسون ۱۰۰ ساله‌ای، بلکه هارلی دیویدسون‌های ۱۰۰ ساله‌ای که تو دهه ۱۹۳۰ میلادی برای مسابقه دادن تو مسیرهای خاکی استفاده می‌شدن.

موموآ می‌خواد این موتورها رو از نزدیک ببینه، لمسشون کنه، روشنشون کنه و شاید یه کم هم باهاشون سوار بشه. اون می‌خواد بهترین مورخ‌ها و مکانیک‌های موتورسیکلت تو آمریکا رو پیدا کنه تا بتونن با استفاده از حساب بانکی پر و پیمونش، نمونه‌های دقیقی از اون موتورها بسازن. رنگ موتور موموآ هم قراره صورتی ملایم، به رنگ باسن بچه، باشه. بعد از اون قراره مسابقه‌های قدیمی رو که تو فیلم‌های ۹۰ ساله سیاه و سفید ثبت شده، دوباره با همون موتورها اجرا کنن.

این ماجراجویی باعث می‌شه موموآ به جاهای فوق‌العاده‌ای مثل مگی ولی تو کارولینای شمالی، رد بوئلینگ اسپرینگز تو تنسی و تاپسفیلد تو ماساچوست سفر کنه. همه این مکان‌ها با نماهای هوایی از جنگل‌های سرسبز به ما معرفی می‌شن.

بعضی از مکانیک‌هایی که موموآ باهاشون معاشرت می‌کنه، دوستاش هستن و بعضی‌هاشون رو هم برای اولین باره می‌بینه. اما همه‌شون مردهای پرمو با پوست برنزه و زمخت هستن که انگار همیشه یه لکه روغن زیر ناخوناشون دارن. اونا با هم کار می‌کنن، معاشرت می‌کنن و راجع به موتورسیکلت حرف می‌زنن. بیشتر این صحنه‌ها با حرکت آهسته و موسیقی غم‌انگیز پخش می‌شن. بامزه‌ترین قسمتش اینه که یکی از این یاروها انگشتش رو می‌بُره و ما یه نمای خیلی دراماتیک و پرنور از انگشت خونینش می‌بینیم که با یه دستمال کهنه بسته می‌شه، درست مثل ۱۰۰ سال پیش.

موموآ همه این یاروها رو برای گروه موتورسواری جدید خودش که اسمش رو «رومرز» گذاشته، جمع می‌کنه و براشون پیراهن‌های ست با خط‌های راه راه افقی روی آستین‌ها می‌دوزه. همه چیز یه جورایی بی‌حال به نظر می‌رسه تا اینکه موتورها تموم می‌شن و مسیر مناسب رو پیدا می‌کنن. تو این لحظه، آهنگ Black Sabbath پخش می‌شه و اونا با سرعت زیاد از یه تپه بالا می‌رن. البته سرعتشون رو دقیق نمی‌تونیم تشخیص بدیم چون همه صحنه‌ها با حرکت آهسته پخش می‌شن. یه خط دیگه هم به لیست آرزوهای گرون‌قیمت جیسون موموآ اضافه شد!

On the Roam 2 - گشت و گذار با جیسون موموآ: سریالی سرگرم‌کننده و پر زرق و برق

خیلی از برنامه‌های سفر سلبریتی‌ها انگار از آنتونی بوردین الهام گرفتن، نه؟ ایوان مک‌گرگور تو سه قسمت از برنامه «راه طولانی» با موتورسیکلت سفر کرد، سام هیوگان و گراهام مک‌تاویش تو برنامه «مردان با دامن» کارهای مردونه انجام می‌دن، و اون یارو تو برنامه «سواری با نورمن ریداس» هم با موتورسیکلت سفر می‌کنه.

موموآ یه آدمیه که تو اولین ملاقات، بغل‌تون می‌کنه، زودتر از موعد گیتار می‌زنه (حتی وقتی که شما دوست ندارید) و احتمال اینکه بوی بدی بده، بیشتر از احتمال بوی خوبش هست. آخرش هم یه آتیش روشن می‌کنه و همه دورش می‌شینن و می‌خندن و دود آتیش به بالای درخت‌ها می‌ره.

اون انقدر از چیزهایی که دوست داره حرف می‌زنه که شما هم ناخودآگاه جذب انرژی و شور و شوقش می‌شید. آخرش هم احتمالا خیلی احساسی می‌شه و از شما و تلاشتون و دوستیتون تشکر می‌کنه.

انگار این سریال می‌خواد بهمون نشون بده که دوستی با موموآ چجوریه. یه جورایی ساختگیه، ولی یه جورایی هم واقعیه.

بعضی‌هامون ممکنه تعجب کنیم که چطور یه آدم می‌تونه انقدر مشتاق باشه که یه ماشین پر سر و صدا، لق و پر و خطر رو بسازه و باهاش از یه تپه خاکی بالا بره. ولی خب، هر کسی یه جور سرگرمی داره.

من خودم اینجوری فکر می‌کنم: اگه موموآ دوست من بود، بهم می‌گفت که آمپلی‌فایر استریوی که از یه دوست قدیمی به ارث بردم، خیلی خفنه، چون قدیمیه و قشنگه و از چوب ساخته شده و وقتی روشنش می‌کنی، یه صدای وزوز قشنگ و مخصوص به خودش داره. و چیزی که جیسون موموآ ناخودآگاه تو این سریال بهمون نشون می‌ده اینه که چقدر دوست داشتن جیسون موموآ خفنه.

البته که این وسط، یه حس اجتناب‌ناپذیر هم وجود داره که سریال «On the Roam» یه جور خودستایی یه آدم پولدار و مرفهه. البته این حس با خوش‌برخوردی موموآ کمی تعدیل می‌شه.

می‌تونم بفهمم که بعضی‌ها از شور و اشتیاق زیادش خوششون نیاد، ولی در نهایت، اون یه آدم دوست‌داشتنیه که می‌تونه صحنه‌های کلیشه‌ای رفاقت مردونه رو هم جذاب و دلچسب نشون بده.

سریال «On the Roam» خیلی پر زرق و برق و اغراق‌آمیزه، ولی این فقط انعکاس همون اهمیتیه که آدم به علایق و اشتیاقش می‌ده، نه؟ (شما هم می‌تونید یه جور مشابه، ماجراجویی پیدا کردن یه پرنده نادر تو طبیعت یا ساختن یه وسیله از دوران بچگیتون رو به تصویر بکشید.)

این سریال ممکنه یه جور خودستایی باشه، ولی هیچوقت نمی‌تونید بگید که غیر واقعیه.

ثبت‌دیدگاه